گفتگو با کارگردان دموکراسی تو روز روشن میخواستم به عنوان اولین سوال نظرتان را درباره جشنواره فیلم فجر بدانم؟ به نظرم جشنواره فجر بهترین و بزرگترین ویترین سینمای کشور است که هر کدام از ما محصولاتمان را در این ویترین میگذاریم تا مردم از همه اقشار به دیدن این ویترین بیایند. خب طبیعتا از یکسری آثار خوششان میآید و از یکسری هم بدشان میآید. مهمترین ویژگی این جشنواره این است که بر خلاف جشن خانه سینما که یک جشن صنفی است، اهالی نقد و نظر کشور هم فیلمها را میبینند و نظراتشان را میدهند و در این شرایط است که نقاط ضعف و قوت یک فیلم دیده میشود. آقای عطشانی به دلیل اینکه فیلمهای شما در داخل ایران کمتر دیده شده است برخی با شما و کارهای قبلیتان آشنایی ندارند. برای شروع بحث بهتر است یک بیوگرافی از خودتان به خوانندگان ما بدهید. متولد ۱۳۵۷ هستم. تحصیلاتم در رشته کامپیوتر گرایش نرمافزار است، اصلا نمیدانم چگونه به سینما گرایش پیدا کردم. اولین فیلم کوتاهم را زمانی که سوم دبیرستان بودم ساختم. تا به امروز هم که جلوی شما نشستهام،چهار فیلم بلند ساختهام که به ترتیب« پوزتیوهای فراموش شده»، «یک قدم تا خدا»، «پوست موز» و «دموکراسی تو روز روشن» است. نکته عجیب در مورد من هم این است که هیچ وقت دستیاری نکردم و از تجربیات فیلمهای کوتاهم به اینجا رسیدم. در تمامی آثار بلند شما یک گرایش ویژه به مسائل متافیزیک و تا حدودی دینی دیده میشود. آیا علاقه خاصی به این نوع موضوعات دارید؟ واقعیت ماجرا این است که هیچ تعمدی در پیگیری این سوژه نداشتم و شاید بهطور اتفاقی فیلمهایم به این سمت گرایش پیدا میکنند. بیشتر دنبال سوژههای جذاب و جالب بودم. حالا میتوانست این سوژه مثلا درباره برزخ هم اتفاق بیفتد. شباهتهایی بین «پوست موز» و «دموکراسی تو روز روشن» میبینم. نظر خود شما درباره این مساله چیست؟ اگر از لحاظ نوع طنز بخواهیم این دو اثر را با هم مقایسه کنیم به دو چیز کاملا متفاوت میرسیم. فیلم «پوست موز» بیشتر یک کمدی فانتزی بود ولی« دموکراسی تو روز روشن» یک طنز تلخ است اما در اینکه سوژه هر دو فیلم در برزخ میگذرد با نظر شما کاملا موافقم. فیلم شما سوژه بکر و تازهای دارد. کمی درباره شکلگیری فیلمنامه برای ما توضیح میدهید؟ درست بعد از فیلمبرداری «پوست موز» بود که یکی از دوستانم به نام افشین رضایی به سراغم آمد و گفت، فیلمنامهای را سراغ دارد که سوژه جالبی دارد و خیلی شبیه «پوست موز» است. من فیلمنامه را خواندم و خیلی از کار خوشم آمد. آن موقع اسم فیلم «دموکراسی توی روز روشن» نبود. با فیلمنامهنویس کار که آقای مسعود احمدیان بودند برای ساخت این فیلم به توافق رسیدیم. ظاهرا قبل از من هم قرار بود آقایان کمال تبریزی و ابراهیم حاتمیکیا این فیلمنامه را بسازند که بنا به دلایلی به سر انجام نرسیده بود. چرا عنوان فیلم را «دموکراسی تو روز روشن» گذاشتید؟ این سوالی است که ترجیح میدهم خود شما به عنوان تماشاگر به جوابش برسید و من چیزی نگویم. یکی از نکات حاشیهای فیلم شما حضور حجتالاسلام محمدعلی زم به عنوان تهیهکننده است. بعد از بلاهایی که سر فیلم« پوست موز» در جشنواره دو سال پیش آمد، پخش بیخبر فیلم درشبکه نمایش خانگی در روزهای پایانی سال تکمیل کننده این سناریو بود. در تحقیقاتی که کردم متوجه شدم شرکتی که فیلم «پوست موز» را از تهیه کننده خریده، سازمانی است به نام مرکز فرهنگی هنری ایرانیان به مدیریت آقای زم. من ایشان را دورادور به واسطه فیلمهایی که تهیه کرده و مقالههایی که نوشته بودند، میشناختم اما ملاقات حضوری با وی نداشتم. یک روز در دفترم نشسته بودم که معاون ایشان با من تماس گرفت و گفت بیا دفتر ما. رفتم آنجا و به بنده گفتند آیا فیلمنامهای دارید که بخواهید آن را کار کنید؟ من هم گفتم بله و «دموکراسی تو روز روشن» را به آنجا ارائه دادم. یک هفته بعد من، آقای زم و آقای احمدیان برای شروع پروژه دور یک میز نشستیم. فکر کنم چون خود آقای زم روحانی هستند و به مسائل دینی آشنایی دارند در پیشبرد فیلمنامه کمکهایی کردهاند؟ شدیدا، تا این حد که میگویم اگر آقای زم نبود نمیشد این فیلمنامه را کار کرد. چون در کشور ما سخت است ورود به عالم ماورا و همیشه با اما و اگرهایی همراه است. چرا فیلم را با دوربین دیجیتال فیلمبرداری کردید؟ به دو دلیل؛ اول: بهخاطر حجم بالای تروکاژهایی که در این فیلم داشتیم و با استفاده از این دوربین کارمان راحتتر میشد. دوم: خودم مایل بودم فیلم با یک سیستم پیشرفته تصویربرداری گرفته شود به هر حال دوربین si2-k که در این فیلم مورد استفاده قرار گرفته یکی از دوربینهای روز دنیاست و تصویری که به شما میدهد به مراتب بهتر از دوربین ۳۵ میلیمتری است و امکان مانور بیشتری را به شما میدهد. فیلم آخر بهمن قبادی هم با همین دوربین گرفته شده است. در فیلم شما طیفهای مختلفی از بازیگران حضور دارند. از حمید فرخنژاد گرفته که بیشتر متعلق به سینمای خاص و فرهنگی است تا محمدرضا گلزار که یک بازیگر گیشهای است؟ واقعیت امر من اینگونه نگاه نمیکردم بلکه به همراه علیرضا شمس ( دستیار و مسئول انتخاب بازیگر) نشستیم و دیدیم که مثلا این شخصیت به چه کسی میخورد؟ حالا فرقی نداشت او یک سوپراستار بود یا یک بازیگر متعلق به جریان فرهنگی سینما. بلکه چینش دقیق و درست مدنظر ما بود که فکر میکنم تا حدودی به آن دست یافتهایم. هنگام ساخت این فیلم چقدر به گیشه فکر میکردید؟ از روز اول به اکران فکر میکردیم، چون در عین اینکه حرفهای خوبی در فیلمنامه زده میشود، فیلم میتواند با اقشار مختلف مردم ارتباط بر قرار کند. روی همین مساله تمرکزمان را روی بازیگرانی گذاشتیم که چهره شناخته شدهای باشند و قابلیت کشیدن مردم را به داخل سالن سینما داشته باشند. فیلم قرار است جزو اکران نوروزی باشد؟ یک صحبتهایی انجام شده مبنیبر اکران فیلم در نوروز ۸۹ که البته هنوز قطعی نیست. یک سوال مخصوص دارم و خواهشمیکنم آن را جواب دهید. این قضیه ۹۰ میلیون گلزار چه بود؟ واقعیت امر هنوز که هنوز است نمیدانم این شایعه از کجا و چگونه در آمد و آنقدر هم گسترش پیدا کرد. اصلا مدل قرار داد آقای گلزار این چنین نبود. این خبر از پایه غلط بود. آقای گلزار دقیقا ۱۱ روز در خدمت تیم ما بودند و پولی هم که گرفتند کمتر از اینها بود. همین مساله باعث شد، فیلم در سه هفته اول فیلمبرداریاش در سکوت کامل خبری بگذرد طوری که هیچ عکس و خبری از فیلم ما در نشریات منتشر نشد. ولی ایکاش این دوستانی که این شایعه را در آوردند، رقم بیشتری را میگفتند تا فیلم من بیشتر سر و صدا کند. میخواستم نظرتان را درباره بازی آقای گلزار در فیلم بدانم؟ به نظر من آقای گلزار یکی از با استعدادترین و باهوشترین بازیگران سینمای ایران هستند اما متاسفانه پیشنهادهایی که به ایشان میشود، قابلیت نمایش این استعداد را ندارند. در همین حد بگویم که من و محمدرضا گلزار با یک اشاره ساده منظورمان را بههم منتقل میکردیم و خیلی هم خوشحال هستم که ایشان در فیلم بنده حضور دارند. تا الان هم هر کسی فیلم را دیده از بازی ایشان تعریف کرده است. هر فیلمی برای سازندهاش یک مشخصه بارز دارد که بهواسطه آن، فیلم را در ذهنش دوستداشتنیتر میکند. در «دموکراسی تو روز روشن» این مشخصه برای شما چه بود؟ به نظرم تجربهای که در طول ساخت این فیلم به دست آوردم، بزرگترین مشخصه این فیلم برایم بود. در این فیلم کارهایی انجام دادم که در سینمای ما کسی حوصله انجام آنها را ندارد مثلا یک ماه قبل از شروع فیلمبرداری من، تدوینگر و مدیر فیلمبرداری در همین اتاقی که شما میبینید فیلمی میگذاشتیم و میدیدیم و بحث میکردیم که مثلا میخواهیم فلان پلان به این شکل باشد یا برخی از پلانها را حتی بازی میکردیم و یا برای تکتک پلانهای این فیلم استوری بورد حرفهای طراحی کردیم چون به نظرم «دموکراسی تو روز روشن» یکی از پرپلانترین فیلمهای سینمای ایران است. ما در این فیلم بهجز چند جا، پلان بالای شش ثانیه نداریم. چقدر جایزه گرفتن برایتان مهم است؟ امیدوارم این حرفی که میزنم در ذهن شما معنای شعار را ندهد. من همیشه دوست داشتم فیلمهایم در مواجهه با مخاطب موفق باشند تا اینکه جایزههای متعددی بگیرم، اینکه وقتی شما به عنوان یک روزنامهنگار و یک بیننده از سالن سینما بیرون میآیید از فیلم من رضایت داشته باشید،برایم حکم بزرگترین جایزه را دارد البته خیلی دوست دارم فیلم «دموکراسی تو روز روشن» سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را بگیرد. بهعنوان آخرین سوال، اگر خاطرهای از جشنواره فیلم فجر دارید برای خوانندگان ما بگویید؟ دو سال پیش درست در چنین روزهایی بود که شاد و خوشحال از اینکه فیلمم «پوست موز» در بخش مسابقه سینمای ایران پذیرفته شده است وارد دفترم شدم، دیدم همه ساکت و ناراحت به من خیره شدهاند؛ با تعجب وارد اتاقم شدم و یک روزنامه سینمایی را که فهرست اسامی فیلمهای حاضر در جشنواره را چاپ کرده بود دیدم اما فیلم «پوست موز» در هیچ یک از بخشهای جشنواره نبود. آن روز حال عجیبی پیدا کردم و هنوز با اینکه دو سال از این واقعه میگذرد اما خاطرهاش همچنان مرا ناراحت میکند. فیلم «پوست موز» به دلیل چند شوخی کوتاه با عزرائیل از شرکت در جشنواره بیستوششم فیلم فجر باز ماند. منبع: تهران امروز |
به اين مطاب امتياز دهيد :





